
نمي دانم چرا تمام روزهايم سياه شده اند
حس انتقام در دلم است
و نگاه يك انتقام جو پشت سرم
مبارزه اي است بين من و تو و شيطان
باور كردم كه همه دلها سياه هستند
نفرت از چشم ها خوانده مي شود
روزي مي رسد كه تو را براي خود هيچ تصور مي كنم
و مرگ دوست داشتن را جشن مي گيرم
آن روز نزديك است خيلي نزديك

